سلام خدای شنوایی که حرفهای من را میشنوی اما....
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:43
امشب دلم خیلی گرفته چ روزا و شبایی که گریه کردم و فقط تورو صدا زدم دلمم واقعا شکسته بود اما الان نای صدا زدن ندارم سرم داره تیر میکشه و بی صدا اشکام سرازیر میشه فکر کنم نا امید شدم یعنی عین نامردی بگم هیچ وقت صدامو نشنیدی اما چند سال در حسرت آرزویی موندم خدایا ازم دریغ نکن من بنده گناهکارت ولی بهم ر...
اول مهر:)
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:06
یک ماهی میشه که خونمون رو عوض کردیم و به ی خونه ی بزرگتر نقل مکان کردیم امروز صبح با صدای برنامه ی صبگاهی مدرسه و صدای بچه ها از خواب بیدار شدم خیلی حس شیرین و خوبی بود همین طور که تو خواب و بیدار بودم واقعا از شنیدن این صداها لذت میبردم که مامانم گفت پاشو منو برسون خونه خواهرت فعلا زندگی رو روال و ...
Daddy long legs.....plz find me!!!:)
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:06
بابا لنگ دراز لطفا منو زودتر پیدا کن!!!شاید عجیب باشه اما من ی بابا لنگ دراز واقعی میخوام شاید ی روزی پیدا بشه اما چ خوب میشه که زودتر خودشو نشون بده فرشته ی نجاتی که بدون هیچ چشم داشتی بهم کمک کنه شاید شبیه یک رویا باشه اما شک ندارم که وجود داره چرا که نه؟!بابا لنگ دراز بیادو منو ببره ی سفر مثلا ام...
حس های احمقانه:(
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 4:06
سلام .....تا حالا شده حسهای خنده دار و شاید احماقانه ای داشته باشید که حتی نتونید به زبون بیاریدش یکی از این حسهای خنده دار و شاید احمقانه ی من که بیانش به نحود احنست سخت هس حس گذر از یک مکان به صورت مداوم و تکراری شدن برای اهالی اون محل و حس معذب بودن از تکراری بودن و شاید خجالت و در نهایت جستجو در...