خرید بک لینک
گفتم امروز که آفم فعالیت وبلاگیمو زیاد کنم ملیکای عزیز یک پیام خصوصی برام گذاشته در مورد پست قبلیم که این اقا میخواد ازم سو استفاده کنه سلام ملیکا جان عزیزم من دختر 14 ساله نیسم من تو اجتماعم و سنم طوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 11:10

بچه ها واقعا نمیدونم چمه دیروز کلی به این پسره غر زدم که شرایطم بده فلانه اینم گفت کمکت میکنم بعد من قاطی کردم بدون دلیل کلی بهانه اخرشم گفتم پی ام نده در صورتی که اون بدبخت هیچی نگفت تازه کمکم میخواسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 11:10

بله ما آشتی, کردیم اف(اول اسمشه)بهم گفت

چرا بی دلیل قاطی میکنی نه حرف بدی زدم

نه خواسه ای ازت داشتم بی دلیل به من میگی پی ام نده

خوب توقع داری مثل بی شخصیتا سیریش شم

دیدم حرفش درسته معذرت خواهی کردم اونم گفت نیازی نیس

ازم خواست قول بدم دیگه بی دلیل حرف از جدایی نزنم

منم قبول کردم خدایا جز تو کسیو ندارم..... درست برخورد کردنو

امیدوارم یاد بگیرمم

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 11:10

الان محور تفکراتم اف هست خوب یا بدش رو نمیدونم واقعا نمیدونم چند وقت دوستی ما دوام پیدا میکنه ولی تو این چند هفته فراز و نشیب زیاد داشته و این رو من به گردن میگیرم که مقصر همش خود من بودم چند روز پیشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 11:10

یاد ندارم با کسی بیشتر از 2یا شاید 3ماه بوده باشم اولا اهل کثافت کاری نیسم دوما با هر خفتی کنار نمیام طرف ببینم ادم حسابی نیس سریع کات میکنم و از اون طرف ادمایی که سعی میکنن جتلمن باشن اما ذات شومی داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 11:10

خوب من وقتی میام مطلب بنویسم امار بازدیدکننده ها رو که میبینم اصلا کلی ذوق میکنم از بس زیادن ماشالاچشم نخورن ایشالا بهرحال خو من برا دل خودم مینویسم مگه نه الی چند روزی سرکار نرفتم چون گرمایش شرکت نصبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 11:10

یک نکته, بی ربط به مغزم خطور کرد که هی تو مغزم چنگول میندازه که بنویسمش من یه مدتی که خونه بیکار بودم وبلاگ زیاد میخوندم بعدشم به صورت خود یا ناخواگاه میرفتم سمت وبلاگ دخترای تنهایی که خیلی موفق ان و خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 11:10

بعد یه غیبت طولانی یاد اینجا اوفتادم تازه از عروسی اومدم رفتم دوش گرفتم تو تختم لم دادم و دارم گریه میکنم دلم از همه چی گرفته مامانم باهام بد حرف زد و این تلنگری شد که یاد همه بدبختیام همه جفاهایی کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 11:10

I'm jealous of the rain That falls upon your skin It's closer than my hands have been I'm jealous of the rain I'm jealous of the wind That ripples through your clothes It's closer than your shadow Oh,ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 22 آذر 1397 ساعت: 11:10

I'm jealous of the rain That falls upon your skin It's closer than my hands have been I'm jealous of the rain I'm jealous of the wind That ripples through your clothes It's closer than your shadow Oh, I'm jealous of the wind, cause I wished you the best of All this world could give And I told you when you left me There's nothing to forgive But I always thoادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: يکشنبه 23 ارديبهشت 1397 ساعت: 15:10

خدایا خودت میدونی چقدر دوست دارم خدایا توام منو دوست داری؟ خدایا حواست بهم هس؟ خدایا قلبم درد داره ارومش میکنی؟ خدایا خوش ب حال بندهایی ک دوسشون دار! خدا جون واقعا الان صدامو میشنوی؟ خدایا بخدا فهمیدم جز تو هیچم.... قسمت ب خداییت منو یادت نره دسمو بگیر خدایا جز تو کسیو ندارم منو ب حال خودم نذار کاشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 21:57

متنی جالب و تامل بر انگیز در مورد زنان که به نظرم خیلی جالب بود برای به اشتراک گذاشتن: واقعیت دردناک جامعهی سنتی این است که زنی که ازدواج میکند، با هویت شوهرش هویت خانوادگی مییابد. در فضایی که تأکید دایمی روی اهمیت خانواده و نقش زن در خانواده بهعنوان مادر تا جایی تکرار میشود که تا مغز استخوان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:18

معجره شده هی دوس دارم بنویسم دیشب خیلی شب بدی بود کلی گریه کردم امروز برا بهتر شدن حالم رفتم خرید بعله من رفتم شهر کتاب با این حال که قول دادم به خودم که خرید نکنم این ماهو ولی رفتم ی کتاب انگلیسی ی لیوان که روش عکس شاهزاده کوچولو بود و نوشته شده بود: one day i saw the sunset forty-three times!you ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:18

یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶ سلام خبر خوب من تقریبا هفته دیگه کارمو شروع میکنم خدایا شکرت.....خوب امروز تصمیم گرفتم از خاطرات دوران ارشدم بگم راسشو بخواین من ارشد ی دانشگاه دولتی قبول شدم و نزدیک به دو ترم رفتم اخرای ترم دو به دلایلی انصراف دادم حالا درباره اونم مینویسمبرم سر اصل مطلب ی خاطر بامزه تعرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:18

کدامین سوز می گریاندت

ای ابر شبگیران اسفندی

اگر دوریم اگر نزدیک

بیا باهم بگرییم

ای چو من تاریک...

نوشته شده توسط الی در 7:43 | لینک ثابت •

برچسب: نویسنده: حامد نصیری تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 19:37

صفحه بندی